با عرض پوزش سامانه در حال بروز رسانی می باشد. بزودی با شما همراه خواهیم بود ...
کد خبر : 3491
تاریخ انتشار : 1397/6/25  21:53 Sept. 17, 2018, 2:23 a.m.

ممکن است کسی سوال کند چرا ما تاثیر ادبیات را درزندگیمان نمی بینیم؟

وضع امروز ادبیات هزار و چند صد ساله ایران

آساخبر/ به قلم : سعید مبیّن شهیر/امروز اگر از فرهنگ و ادبیات با مردم حرف بزنی می گویند دلت خوش است؟ این تورم کمرشکن زندگیمان را سخت و طاقت فرسا کرده...چه کسی حوصله این را دارد که از فرهنگ و ادبیات حرف بزند.و احتمالا اضافه خواهند کرد که بروبچسب به وضع مالی خودت .

این روز ها باید هر کس به فکر خودش باشد.این حرف ها شاید برای خیلی از مردم مفهوم چندانی نداشته باشد ولی برای ما نویسنده ها و شاعران پر از مفاهیم تیره و تصویری از زندگی کج و معوج روزگارمان است.باید اظهار تاسف کرد که بیشترین تیراژ کتاب در کشور به هزار جلد می رسد و عدم حمایت از نویسندگان و شاعران سبب بی حوصلگی و نا امیدی ایشان به نوشتن و سخن پردازی می شود.
از طرفی بالا رفتن قیمت کاغذ باعث شده که برخی نویسندگان به جای نوشتن کتاب بروند و آواز خواندن را تجربه کنند!ادبیات یک هزار و چندصد ساله ایران ناتوان تر شده است و اگر به دادش نرسند معلوم نیست چه اتفاقی برایش خواهد افتاد.
همیشه لفظ ادب با فرهنگ همراه بوده است و بی گمان علت آن تاثیر پذیری فرهنگ عمومی یک جامعه ازادبیات آن جامعه است.ممکن است کسی سوال کند چرا ما تاثیر ادبیات را درزندگیمان نمی بینیم؟
در پاسخ به او باید گفت که تاثیر ادبیات بیشتر اوقات در زندگی تاثیری غیر مستقیم است.ادبیات با تاثیر در فرهنگ جامعه کاستی های آن فرهنگ را جبران می کند و در صورت ناتوانی از ادبیات ملل دیگراستفاده می کند.
زمان سعدی و حافظ به دو دلیل عدم دسترسی آسان به فرهنگ کشور های دیگر(به دلیل دشواری های سفر) و همچنین قوی بودن فرهنگ و ارزش های اخلاقی آن دوران نیازی نبود از ادبیات ملل دیگر استفاده شود.
ولی امروز تنوع طلبی در عرصه فرهنگ و ادبیات سبب شده است که ادبیات ملل دیگردر ادبیات ما وارد شود و این لزوما به معنی منفی بودن نیست.وضع اقتصاد امروز ایران ادبیات و جامعه را نیز دچار ضعف کرده است و به همین دلیل مظلوم ترین قشر جامعه یعنی نویسندگان و شاعران  کلمات خود را در دلشان محفوظ می دارند تا شاید زمانی بتوانند آن را برای دیگران هم فاش گویند.نویسنده و شاعر مانند بازیگر و خواننده و فوتبالیست نیست که مشکلش را بیان کند؛مانند چهره های مشهور تلویزیونی نیست که بگوید فلان مشکل را دارم؛بگوید که پولی برای چاپ کتاب ندارم.چه کار می شود کرد؟
آیا باید دست روی دست گذاشت و دید که فرهنگ و ادب نیز دارد کم بها تر از گذشته می شود؟
نمی دانم اگر شهریار و خیام و سعدی اگر زنده می شدند درباره این وضع ادبیات ایران چه شعری می سرودند ولی بدون شک می دانم شعری می سرودند اندوهناک؛شعری با توصیف های تیره،سرد و سنگین...