با عرض پوزش سامانه در حال بروز رسانی می باشد. بزودی با شما همراه خواهیم بود ...
کد خبر : 3518
تاریخ انتشار : 1397/6/26  19:43 Sept. 18, 2018, 12:13 a.m.

نگرانیم؛ ناامیدیم و خسته ایم...

این شهر باید به چه عادت بکند؟

آساخبر/زهرا حیدری آزاد/بی انصافی است اگر یک نفر را به خاطر یک خطابه قضاوت و حکم کلی راجع به او صادر کنیم، به شخصه نه شناختی از آقای لیثی دارم و گمان نمی‌کنم پیش از این چیزی راجع به او شنیده باشم ، اما باید اعتراف کنم همین فیلم خطابه چند دقیقه ای او، حسابی اوقاتم را تلخ کرد، دست بردم سمت گوشی که با هشتک #مهدی لیثی چند سطری در مذمت او بنویسم و به اصطلاح خشمم را نشان دهم، یک و نیم روزی از این ماجرا گذشت و من عمیقتر به اتفاقی که افتاد، اندیشیدم، با خودم گفتم همین افاضه فضل‌های احساسی موجب بدگمانی و بدبینی ما به یکدیگر است.

زهرا حیدری آزاد: بی انصافی است اگر یک نفر را به خاطر یک خطابه قضاوت و حکم کلی راجع به او صادر کنیم، به شخصه نه شناختی از آقای لیثی دارم و گمان نمی‌کنم پیش از این چیزی راجع به او شنیده باشم ، اما باید اعتراف کنم همین فیلم خطابه چند دقیقه ای او، حسابی اوقاتم را تلخ کرد، دست بردم سمت گوشی که با هشتک #مهدی لیثی چند سطری در مذمت او بنویسم و  به اصطلاح خشمم را نشان دهم، یک و نیم روزی از این ماجرا گذشت و من عمیقتر به اتفاقی که افتاد، اندیشیدم، با خودم گفتم همین افاضه فضل‌های احساسی موجب بدگمانی و بدبینی ما به یکدیگر است.

مهدی لیثی  که دغدغه مذهبی دارد، خشمگین از مردمی که صبح تا شب در اینستاگرام و توئیتر پست می‌گذارند؛ هشتک راه می اندازند که یعنی چه خیابان ها را می بندید؟ یعنی چه طبل می‌زنید؟ پول برگزاری هیئت‌ها را در راه کمک به فقرا خرج کنید و .. خطابه‌ای سر می‌دهد و او هم حرف دلش را این ادبیات و جملاتی اینچنین "این شهر پرگناه باید به منِ هیئتی عادت بکند"، "برید بمیرید"، "این‌ها نمی‌فهمند" به خورد منتقدانش می‌دهد، اما این حرف‌ها آتش خشم را دوباره شعله ور تر می‌کند، آن هم در روزهایی که باید بیشتر به هم نزدیکمان کند، لطیف‌ترمان بکند و به هم دلسوزتر باشیم.

تصور کنید  اگر لیثی می‌گفت ما آداب عزاداری را رعایت می‌کنیم و تا حد امکان سعی در عدم ایجاد مزاحمت برای سایرین داریم و در ادامه با ادبیاتی مناسب‌تر مخالفان برگزاری مراسم عزا برای امام حسین(ع) را مورد پرسش قرار می‌داد که مگر هیئتی ها کم قابلیت رفع مشکلات اجتماعی دارند و مگر به نیازمندان کمک نمی‌کنند،  چه می‌شد؟ جز اینکه امید و حسن ظن می‌پاشید به این شهر...

مرادم از این نوشته نه دفاع و تطهیر مهدی لیثی است و نه منتقدینش، نگاهم  کاملا فرهنگی و اجتماعی است، شهر ما، تبریز شهر جرم‌خیزی نیست و همواره به لحاظ وقوع جرایم خشن در وضعیت امن قرار دارد. آوازه فرهنگ و هنر این شهر نیز همواره زبانزد خاص و عام بوده است، حال چه شده اینقدر نسبت به هم بدبین شده‌ایم و همدیگر را محکوم می‌کنیم؟

می دانید چرا؟ چون نگرانیم؛ ناامیدیم و  خسته ایم... ناامیدی ناشی از بدبینی و این هم ناشی از وجود تبعیض در جامعه است، هیچکس هم نمی‌تواند این تبعیض را کتمان کند، برای همین همدیگر را محکوم می‎کنیم و این اتحاد ما را به عنوان شهروندان یک جامعه نشانه می‌رود آن هم در روزهایی که باید حواسمان به همدیگر باشد.حواسمان باید به روح‌هایی باشد که کنارمان می‌پژمرند...

روزها و شرایط سخت اقتصادی را پشت سر می‌گذاریم، چه آن خانواده‌ای که دست به احتکار خانگی می‌زنند و فروشگاه‌ها را خالی می‌کنند و چه آن کارخانه داری که خورو احتکار می‌کند، چه آنکس که پست اینستاگرامی می‌گذارد که هیئت‌های عزاداری امام حسین به جای عزاداری به فقرا کمک کنند( چون پیش خودش فکر می‌کند هیئت های عزاداری به فقرا کمک نمی‌کنند)  و چه آن هیئتی که شهر را نه بیمار، که گناهکار می‌خواند، همه باید متوجه باشند که دست به کار خطرناکی می‌زنند، آنها نسبت به هم بدبین اند، آنها از هم فاصله گرفته اند و نمی‌دانند که تنها باید یک کار ممکن را به شکل درست انجام دهند: اینکه شهروندانی خوب شوند، وظایف شهروندی و انسانی خود را  که انجام دادند باید بنشینند و کلاهشان را قاضی کنند که چه سهمی از ایجاد اوضاع خوب و چه سهمی از ایجاد اوضاع بد در این جامعه متوجه آنهاست.

از امام حسین (ع) پرسیدند که «ادب» چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «هو ان تخرج من بیتک فلا تلقی احدا الا رایت له الفضل علیک» یعنی: ادب این است که از خانه خود خارج شوی و با هیچ کس برخورد نکنی مگر آنکه او را از خود برتر و بهتر بدانی و ببینی.( فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، علی مؤیدی، ص ۸۱۳)

این گونه حسن ظن داشتن و خوش گمان بودن به دیگری، موجب می شود  روح جمعی را ‌نیازاری،  نتیجه چه می‌شود ؟ همگرایی به جای واگرایی اجتماع می نشیند و اعتماد اجتماعی رشد یافته و بدبینی از جامعه رخت بر می بندد.

در این روزها باید از خود بپرسیم چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ چرا اینگونه مردم ما به هم می‌تازند؟ چه انتظاراتی از هم دارند که برآورده نشده است و چرا شهر ما دارد به بدبینی عادت می‌کند؟