با عرض پوزش سامانه در حال بروز رسانی می باشد. بزودی با شما همراه خواهیم بود ...
کد خبر : 3698
تاریخ انتشار : 1397/7/3  16:31 Sept. 25, 2018, 8:01 p.m.

شنیدن و گوش دادن در موسیقی

در رثای آن چه نمی شنویم ولی گوش می دهیم

مواقعی هست که صدا را میشنوی ولی گوش نمیدهی. چون اهمیتی ندارد. چون ارزش گوش دادن ندارد. و خیلی چیزها هست که میبینی ولی نگاهشان نمیکنی. ما خیلی کمتر از کشورهای دیگر کتاب میخوانیم، و بیشتر از اونا موسیقی میشنویم. صداهایی که شبیه موسیقی هستند ولی اعصاب ما را تحریک نمیکنند. کسی را به کاری وانمیدارند. موسیقی برای ما فقط در حکم صداست.

بعضیها موسیقی گوش میدهند، ولی چیزی نمیفهمند.

موسیقی رو باید سر صحنه دید: مثل تئاتر. موسیقی رو باید دید و شنید. وقتی از روی نوار گوش میدی، چشمت مشغول کاوش در جای دیگریست. در این هنگام، یا میبینی و یا میشنوی. ذهن از این دو داده متوهم میشود.

موسیقی که باز میشود، دوام نمیآورد. چون بیش از 2 دقیقه گوش نمیدیم. بقیهاش رو حرف میزنیم. این موسیقیها رو توی ماشین در پیچهای کوهستانی یا جنگلی میشنویم. ولی اهمیتی برایمان ندارد. این یک سنت شده که صدای وحشتناک درون خودرو با طبیعت آرام بیرون همراه باشد: در این موقع نه میشنویم و نه میبینیم.

بعضی موسیقی ها رو در تولد یا جشن می شنویم که تحریک به بازی بشیم. این بهانهایست برای بیخود شدن. صدا همه جا را میگیره طوری که زیر صدا دفن میشی: تو دفن میشی برای تولد یکی.

بعضیها موسیقی را با بلندگو میشنوند: صدای ساز و خواننده دل چسب نیست. به تنهایی به درد نخور است. اصلا موسیقی نیست. خواننده داد میزند و ساز بیراهه میرود. اما بلندگو همه را گمراه میکند: توهم خوانندگی و نوازندگی.

بعضی موسیقیها رو گوش میدیم که به خدا پناه ببریم: تک نوایی شبیه نوحه خوانی.

بعضی موسیقیها رو مجبوری بشنوی وقتی در تاکسی یا اتوبوس هستی: توفیق اجباری برای شنیدن موسیقی.

بعضیها موسیقی رو که باز کنی، شروع به حرف زدن میکنن. اهل هنر با شروع موسیقی ساکت میشوند.

بعضی موسیقیها رو بی هیچ نوازندهای میشنویم، زمانی که در دل طبیعت آرام هستی: با صدای جیرجیرکها و پرندگان زیپ چادرت رو میکشی بالا و سرت رو بیرون میآری. برای برخیها صدای سگ و جیرجیرک و پرنده المانهای یک فضای آرام برای استراحت است و برای برخی اعلام خطر: اینان با صدای آدمها و ماشینها آرام میشوند.

بعضیها صدای نوارشان را به پرندهها ترجیح میدهند. صدای بلندگو بر صدای دارکوب میچربد. صدای آب را نمیشنود. صدای بوتههایی که زیر پای بلندگو له میشوند- صدای چرخ گاریهایی که از جادهی خاکی رد میشوند- صدای بادی که لابهلای بوتهها میچرخند- داد و فریاد کبک از ترس و غیره.