با عرض پوزش سامانه در حال بروز رسانی می باشد. بزودی با شما همراه خواهیم بود ...
کد خبر : 5282
تاریخ انتشار : 1397/8/25  14:51 Nov. 16, 2018, 6:21 p.m.

مقاله

چالش خانواده ما با سگ ها

نوع برخورد ما با سگ ها، برخورد آن ها با ما را باعث می شود. خشونت ذاتی درون ما در این مواقع کار دست مان می دهد

اولین چالش ما، پسر بزرگم بود در سنین نوجوانی در ایلات چالدران. چالدران منطقهی مرزی ایران و ترکیه است و محل اسکان کوچندههای ترک و کرد. از دور دیدم چند سگ ایلاتی دور پسرم امید حلقه زدهاند. ولی او کنترلاش را از دست نداد تا ماجرا ختم به خیر بشود.

دومین چالش، پسر کوچکام امین بود در سنین نوجوانی در دامنه قلعه بابک. موقع برگشت از قلعه از دور دیدم سگهای چوپان دور پسرم را گرفتهاند و شدیدا پارس میکنند. برخورد خوب او با آنها باعث شد مشکلی پیش نیاید.

سومین چالش ما بر عهدهی همسرم در دریاچه سقالکسار رشت بود. او هم به خوبی از عهدهی سگ برآمد. البته این سگ خطر زیادی نداشت. ولی از آن جایی که غالب زنان از حیوانات و سگها خیلی میترسند، میتوانست خطرآفرین باشد.

اما من خودم در دوران دبیرستان که تنهایی رفته بودم کوه سلطان، موقع برگشت گیر چند سگ چوپان افتادم. از دور دیدم گلهای ته دره اتراق کرده و راهام را کج کردم که گیر آنها نیافتم. چند لحظه بعد که نگاهی انداختم تا مطمئن بشوم مشکلی پیش نمیآید، سگهای گله متوجه من شدند و با فرار کردنام مشکل را زیادتر کردم. سرعت سگها از من بیشتر بود و به زودی دورم حلقه زدند. چوپان به دادم رسید وگرنه بیهوش میافتادم. با این اوضاع، نای سر پا ایستادن نداشتم!

نتیجهی اخلاقی: آرامش همیشه سودمند است.

نتیجهی اجتماعی: خشونت تمامی ندارد.

نتیجهی فلسفی: خون به خون شستن محال است.

نتیجهی خانوادگی: تجربههای خوب مسریاند.