با عرض پوزش سامانه در حال بروز رسانی می باشد. بزودی با شما همراه خواهیم بود ...
کد خبر : 7108
تاریخ انتشار : 1397/10/16  6:57 Jan. 6, 2019, 10:27 a.m.

مقاله

ساختار جامعه ی سنتی

سنت به گذشته نظر دارد و از آینده بیم ناک است. اما در جامعه ی مدرن، هم به "سنت" و هم "نو"، هم به "گذشته" و هم "آینده" هر دو ارج نهاده می شود

خلیل غلامی
منع آگاهی: جامعه
ی سنتی، جامعهای گذشتهگراست که اصول و قراردادهای آن هرگز نمیتواند تغییر یا مورد پرسش قرار بگیرد. در جامعهی سنتی ورود و خروجی وجود ندارد، چرا که یک جامعهی بسته و محدود است. هرگونه آگاهیِ نو، بنیاد جامعهی سنتی را خدشهدار میکند. مثلا پرسشگری یکی از کارهای مضر به شمار میرود. هر پرسش به طرحی نو میانجامد که اندیشهی کهنه را دگرگون میکند. از این رو، علم عبارت است از افزایش سطح محفوظات. محفوظات نظام این جامعه را محکم میکند.

منع پرسش: چون و چرا از قراردادها بدعت شمرده میشود. کسی که "میپرسد"، بدین معنیست که مشکلی در اصول و قراردادها دیده است و از این بابت تنبیه میشود. مثلا این که، چه ارتباطی بین رنگ قرمز در عزاداریها وجود دارد؟ چرا باید ریش گذاشت؟ چرا زن نباید کار بکند؟ کسی نمیتواند این پرسشها را طرح بکند، چه برسد بدان جامهی عمل بپوشد. پرسشها اصولا همه چیز را از یقین به شک بدل میسازند: شکی در ساختار غلط اجتماع- شکی در دروغین بودن ارتباطها- شک در پوسیدن بعضی چیزها در گذشت زمان و غیره. اما پرسش برابر با نوآوری و اصلاح ساختار است.

منع شک: یکی دیگر از اصطلاحات سخت و دردسرساز، شک و تردید است. در جامعهی سنتی فقط از یقین صحبت میشود. شک برابر است با پشت کردن به اصول که مستحق مجازاتی سنگین است. یقین چسبیدن به محفوظات است که بنای نظام سنتی را استوارتر میکند و غیر از این هیچ دستاوردی ندارد.

منع فردیت: احترام با حفظ و پاسداشت حریم هر کس محقق میشود. وقتی کدخدا یا بزرگ خاندان اجازه میدهد بر فردیت هر کس بتازد و دستور العمل صادر بکند، هیچ احترامی مستقر نمیشود. از آن جایی که از کودکی آموخته میشود که حریم فردی اصلا وجود ندارد، هیچ کس متعرض تجاوز به حریم شخصی نمیشود. فرد در جامعهی سنتی، تعریفی ندارد. هیچ سلیقه و رای شخصی وجود ندارد. فرد هیچ جایگاه روشن اجتماعی ندارد مگر سنی ازش گذشته باشد و تجربهای در میراث سنتها کسب کرده باشد. هر اندازه بیشتر معتقد به اصول گذشته بوده باشد، ممتازتر از دیگران میشود. این امتیاز او را تا حد اعمال ناهنجار آزاد میگذارد. او میتواند دروغ بگوید یا دزدی بکند. از این نظر مصونیت کامل دارد و مورد مواخذه قرار نمیگیرد.

منع استقلال: زن مطیع و فرمانبردار پدر یا کدخدای خانواده است- فرزندان دنبالهرو تصمیمهای خانوادگی هستند- و پدر تنها فردیست که همه چیز دان است: او تصمیم میگیرد و بقیه عمل میکنند. گوش ندادن و اطاعت نکردن مستحق مجازات و تنبیه است. اطاعت نکردن گاه تا حد اعدام پیش میرود. زنی که با بقال محله حرف زده است برای طالبان در حکم اعدام است. زن به جز زاییدن و شام درست کردن، وظیفهای بر عهده ندارد. این احکام سخت در جامعهی طالبانی یا داعشی دیده میشود، گرچه در همهی سنتها کم و بیش وجود دارد.

منع خواستن: مردم در حکم گلهاند و بزرگان در نقش چوپان. فرمانروایی و اطاعت از اصول بلامنازع این گله است و بنابر این، کسی از اعضای خانواده یا اجتماع نمیتواند چیزی "بخواهد" یا هوس بکند. روزی او هر آن چیزی خواهد شد که مقرر شده است. تقدیر و تسلیم روزگار شدن جامعهی مطیع را سالم ایمن نگه میدارد ولی "خواستن" دست درازی کردن به چیزهاییست که در تقدیر اشخاص نیست. فقرا باید شکرگزار باشند که بدتر از این نشدهاند.

منع تازگی: پافشاری در سنتهای گذشتگان با نوآوری مشکل دارد. نوآوری یا به اصطلاح سنتیها، بدعت، سبب روی گردانی از گذشته است. هر چیز تازه در ساختار سنت خلل وارد میکند.

منع قانون: جای قانون و قرادادهای اجتماعی را دستورات و فرامین گرفته است. فرامینی که از بطن سنت برمیخیزد. در حوزهی این دستورات کسانی هستند که از هر گونه خطا و اشتباهی مصوناند و هیچ گاه پایشان به دادگاه کشیده نمیشود. برخلاف قانون که خواستههای اکثریت مردم است، نظام دستوری بسته به فرد یا افراد است و مردم همیشه در مظان گناه و خطا هستند.

دروغ: از اصطلاحات کلیدی و مهم در حکومت سنت، دروغگوییست: دروغ مصلحتآمیز جای راستگویی را میگیرد. در نظام دستوری، دروغ برای حفظ ظاهر لازم الاجراست. به هر ترتیبی ساختار نظام باید حفظ بشود اگر که با دروغ. مصلحت نیز از ساز و کارهای رفع ایراد است. با این حساب، همه دروغ خود را به حساب نیت خوب خویش میگذارند و تزویر و تظاهر کل جامعه را میپوشد. دروغ که همه گیر شد، هیچ راستی ماندگار نمیشود. مردم عملا دروغ را بیشتر باور میکنند تا راست؛ و به سادگی در دام تزویر و دروغ میافتند.

احترام: احترام اگر که پیوند دو سویه دارد، در سنت یک سویه است: از پایین به بالا. یعنی کوچکترها موظف به احترام به بزرگترها هستند. بزرگان اگر که خطاکار باشند، این احترام ضایع شدنی نیست. اما مهمترین خصلت احترام حفظ حریم شخصیست. حریم شخصی عبارت است از سلیقه، اعتقادات و آرای هر کس.

تظاهر کردن: تظاهر کردن از مصادیق دروغگوییست. در جامعهی سنتی اشتباهها پوشیده نگاه داشته میشوند تا بنیان جامعه متزلزل نشود. از این رو، همه تشویق میشوند که اشتباهات را کتمان بکنند و به تظاهر به آداب و شرایط خوب بپردازند. برای خوب جلوه دادن جامعهی دروغگو و ناهنجار، یک سری آیینها و مراسم برگزار میشود تا چهرهی شایستهای نمایش داده بشود.